X
تبلیغات
میز گرد

میز گرد

نوشته وتجارب من در روابط عمومی

دکتر حسابی و غرب وحشی


دانشگاه شیکاگو بسیار پیشرفته بود. مهم تر از هر چیزی آزمایشگاه های متعدد
و معتبر آن بود. من در لابراتوار بسیار پیشرفته اپتیک، مشغول به کار شدم. در
خوابگاه دانشگاه هم اتاق مجهزی برای اقامت، به من داده بودند. از نظر وسایل
رفاهی، مثل اتاق یک هتل بسیار خوب بود. آدم باورش نمی شد، این اتاق در دانشگاه باشد. معلوم بود که همه چیز را، برای دلگرمی محققین و اساتید، فراهم کرده بودند. نکته خیلی مهم و حائز اهمیت، آزمایشگاه ها و چگونگی تجهیزات آن بود. یک نمونه از آن مربوط به میزی می شد، که در آن آزمایشگاه به من داده بودند،این میز کشوی کوچکی داشت، از روی کنجکاوی آنرا بیرون کشیدم، و با کمال تعجب، چشمم به یک دسته چک افتاد. دسته چک را برداشتم، و متوجه شدم تمام برگه های آن امضا شده است. فوراً آنرا نزد پروفسوری که رئیس آزمایشگاه ها و استاد راهنمای خودم بود بردم.چک را به او دادم، و گفتم: ببخشید استاد، که بی خبر مزاحم شدم.
موضوع بسیار مهمی اتفاق افتاده است، ظاهراً این دسته چک مربوط به پژوهشگر قبلی بوده، و در کشوی میز من جا مانده است، واضافه کردم، مواظب باشید، چون تمام برگ های آن امضا شده است، یک وقت گم نشودپروفسور با لبخند تعجب آوری، به من گفت:
این دسته چک را دانشگاه برای شما، مانند تمام پژوهشگران دیگر دانشگاه، آماده
کرده است، تا اگر در هنگام آزمایش ها به تجهیزاتی نیاز داشتید، بدون معطلی به
کمپانی سازنده تجهیزات اطلاع بدهید.آن تجهیزات را، برای شما می آورند و راه می اندازند و بعد فاکتوری به شما می دهند. شما هم مبلغ فاکتور شده را روی چک می نویسید و تحویل کمپانی می دهید. به این ترتیب آزمایش های شما با سرعت بیشتری پیش می روند.توضیح پروفسور مرا شگفت زده کرد و از ایشان پرسیدم: بسیار خوب، ولی این جا اشکالی وجود دارد، و آن امضای چک های سفید است؛ اگر کسی از این چک سوء استفاده کرد، شما چه خواهید کرد؟با لبخند بسیار آموزنده یی چنین پاسخ داد:
بله، حق با شماست. ولی باید قبول کنید، که درصد پیشرفتی که ما در سال بر اساس این اعتماد به دست می آوریم، قابل مقایسه با خطایی که ممکن است اتفاق بیفتد، نیست این نکته، تذکر یک واقعیت بزرگ و آموزنده بود. نکته یی ساده که متاسفانه ما در کشورمان، نسبت به آن بی توجه هستیم یک روز که در آزمایشگاه مشغول به کار بودم، دیدم همین پروفسور از دور مرا به شکلی غیر معمول، نگاه می کند. وقتی متوجه شد، که من از طرز دقت او نسبت به خودم متعجب شده ام، با لبخندی بسیار جذابی کنارم آمد، و گفت: آقای دکتر حسابی، شما تازگی ها چقدر صورتتان شبیه افراد آرزومند شده است؟ آیا به دنبال چیزی می گردید، یا گم گشته خاصی دارید؟من که از توجه پروفسور تعجب کرده بودم با حالت قدرشناسی گفتم: بله، من مشغول تجربه ی نظریه ی خودم، در مورد عبور نور از مجاورت ماده هستم، برای همین، اگر یک فلز با چگالی زیاد، مثل شمش طلا با عیار بالا داشتم، از آزمایش های متعدد، روی فلز های معمولی خلاص می شدم، و نتایج بهتری را در فرصت کمتری به دست می آوردم؛ البته این یک آرزوست او به محض شندیدن خواسته ام، گفت: پس چرا به من نمی گویید؟گفتم آخر خواسته من، چیز عملی نیست. من با شمش آلومینیوم، میله برنز و میله آهنی تجربیاتی داشته ام، ولی نتایج کافی نگرفته ام و می دانم که دستیابی به خواسته ام غیز ممکن است پروفسور وقتی حرف های مرا شنید از ته دل خنده یی کرد و اشاره کرد که همراه او بروم. با پروفسور به اتاق تلفنخانه دانشگاه آمدیم. پروفسور با لبخند و شوق، به خانمی که تلفنچی و کارمند جوان آنجا بود، سفارش شمش طلا داد و خداحافظی کرد، و رفت. من که هنوزباورم نمی شد، فکر می کردم پروفسور قصد شوخی دارد و سربه سرم می گذارد. با نومیدی به تعطیلات آخر هفته رفتم. در واقع 72 ساعت بعد، یعنی روز دوشنبه که به آزمایشگاه آمدم، دیدم جعبه ای روز میز آزمایشگاه است. یادداشتی هم از طرف همان خانم تلفنچی، روی جعبه قرار داشت، که نوشته بود امیدوارم این شمش طلا ، به طول 25 سانتی متر، و با قطر 5 سانتی متر با عیار بسیار بالایی به میزان 24، که تقاضا کرده اید، نتایج بسیار خوبی برای کار تحقیقی شما، بدست دهدبا ناباوری، ولی اشتیاق و امید به آینده یی روشن کارم شروع کردم.شب و روز مطالعه و آزمایش می کردم تا بهترین نتایج را بدست آورم.حالا دیگر نظریه ام شکل گرفته بود و مبتنی بر تحقیقات علمی عمیق و گسترده یی شده بود بعد از یکسال که آزمایش های بسیار جالبی
را با نتایج بسیار ارزشمندی به دست آورده بودم، نزد آن خانم آوردم و شمش طلا
خرده شده و تکه تکه را که هزار جور آزمایش روی آن انجام داده بودم را داخل یک جعبه روی میز خانم تلفنچی گذاشتم. به محض اینکه چشمش به من افتاد مرا شناخت و با لبخند پر مهر و امیدی، از من پرسید: آیا از تحقیقات خود، نتایج لازم را بدست آوردید؟ فوراً پاسخ دادم: بلی، نتایج بسیار عالی و شایان توجهی، بدست
آوردم. به همین دلیل نزد شما آمده ام که شمش را پس بدهم، ولی بسیار نگران هستم زیرا این شمش، دیگر آن شمش اولی نیست، ودر جعبه را باز کردم و شمش تکه تکه شده را به او نشان دادم و پرسیدم حالا باید چه کار کنم؟ چون قسمتی از این شمش را بریده ام، سوهان زده ام و طبیعتاً مقداری از طلاها دور ریخته شده است. خانم تلفنچی با همان روی خوش لبخند بیش تری زد و به من گفت: اصلاً مهم نیست، نتایج آزمایش شما برای ما مهم است.مسئولیت پس دادن این شمش با من است وقتی با قدم های آرام و تفکری ژرف از آنچه گذشته است، به خوابگاه می آمدم، به این مهم رسیدم، که علت ترقی کشورهای توسعه یافته، همین اطمینان خاطر و احترام کارکنان مراکز تحقیقاتی می باشد و بس، یعنی کافیست شما در یک مرکز آموزشی، دانشگاهی و یا تحقیقاتی کار کنید، دیگر فرقی نمی کند که شما تلفنچی باشید یا استاد، مجموعه آن مراکز در کشور های پیشرفته دارای احترام هستند و بسیار طبیعی است که وقتی دست یک پژوهشگری در امر تحقیقات و یا تمام تجهیزات باز باشد و دارای احترامی شایسته باشد، حاصلی به جز توسعه علمی در پی نخواهد داشت
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 8:32 توسط علی کافی

عـــدالت بغض آور انوشیروان ساسانی (چقدر قشنگه این فرهنگ ایرانی و ما مفتخریم که ایرانی هستیم)

وقتی کارگزاران انوشیروان ساسانی در حال بنا کردن کاخ کسرا بودند به او اطلاع دادند که برای پیشبرد کار ناچارند برخی از خانه هایی که در نقشه بارگاه ساسانی قرار گرفته اند را نیز به قیمتی مناسب خریداری و سپس ویران کنند تا دیوار کاخ از آنجا بگذرد، اما در این میان پیرزنی هست که در خانه ای گلی و محقر زندگی می کند و علیرغم آنکه حاضر شده ایم منزلش را به صد برابر قیمت واقعی اش از او خریداری کنیم باز راضی نمی شود . چه باید کرد؟ انوشیروان گفت " از من نپرسید که چه باید کرد . خودتان بروید و بنا به رسم عدالت و روح جوانمردی که همهء ما ایرانیان داریم با او رفتار کنید " . کسانی که از ویرانه های کاخ کسرا (ایوان مداین) بر لب دجلهء عراق دیدن کرده اند حتما دیوار اصلی کاخ را هم دیده اند که در نقطه ای خاص به شکل عجیبی کج شده و پس از طی کردن مسیری اندک باز در خطی راست به جلو رفته است . این نقطه از دیوار همان جاییست که خانهء پیرزن تنها بود و بنای کاخ را به احترام حقی که داشت کج ساختند تا خانه اش ویران نشود و تا روزی هم که زنده بود همسایهء دیوار به دیوار پادشاه ماند . از آن زمان هزاران سال گذشته است اما دیوار کج کاخ کسرا باقی مانده است تا نشانهء روح جوانمردی مردم ایران و عدل پادشاهانشان در عهد ساسانی باشد دیوار کج کاخ کسرا بر جای مانده است تا یادآور آن پیرزن تنها و نماد روح جوانمردی مردم ساسانی و نشانهء عدل و عدالت انوشیروان باشد -----------
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 8:23 توسط علی کافی

چگونه و چه زمانی بنزین بزنیم؟


من نمی‌دانم بنزین در مملکت شما لیتری چند است، امّا اینجا در کالیفرنیا ما برای هر لیتر یک دلار می‌پردازیم. امّا رشتهء کاری من مدّت 31 سال در زمینهء نفت و بنزین است، بنابراین ترفندهایی وجود دارد که بتوانیم از هر لیتر بنزینی که می‌خریم حدّاکثر استفاده را بکنیم.
در اینجا در خطّ لولهء کایندر مورگان که من در سان خوزهء کالیفرنیا کار می‌کنم، در 24 ساعت از طریق خطّ لوله چهار میلیون گالن تحویل می‌دهیم. یک روز گازوئیل، روز بعد بنزین هواپیما و انواع بنزین معمولی. ما 34 مخزن در اینجا داریم که گنجایش آنها روی هم رفته 000ر800ر16 گالن است.
فقط صبح زود که حرارت زمین هنوز در پایین‌ترین حدّ قرار دارد بنزین بزنید. به خاطر داشته باشید که در تمام پمپ‌بنزین‌ها مخزن سوخت در زیر زمین قرار دارد. هرچه زمین سردتر باشد، بنزین غلیظ‌تر و متراکم‌تر است. وقتی هوا گرم می‌شود، بنزین منبسط می‌گردد. بنابراین، خرید بنزین در بعد از ظهر و حتّی شب که هنوز هوا کاملاً سرد نشده و بر بنزین اثر نگذاشته، سبب می‌شود که یک لیتر شما واقعاً یک لیتر نباشد. در صنعت نفت، گرانش معیّن و حرارت بنزین، گازوئیل و سوخت هواپیما، اتانول و سایر محصولات نفتی نقشی مهم ایفا می‌کند.
هر درجه حرارت که افزایش یابد منفعت زیادی نصیب این صنعت می‌کند. امّا جایگاه‎های سوخت دارای دستگاه جبران حرارت در پمپ‌هایشان نیستند.
وقتی مشغول بنزین زدن هستید، دستگیره را تا آخر فشار ندهید. اگر نگاه کنید می‎بینید دارای سه درجه است: کُند، متوسّط و تند. در حالت کُند میزان تبخیر را که در اثر پمپ شدن بنزین حاصل می‌شود به حدّاقلّ می‌رسانید. همهء شیلنگ‌ها دارای محلّ بازگشت بخار هستند. اگر سریع بنزین بزنید، مایع دیگری که وارد مخزن بنزین شما شده بخار می‌شود. این بخار مکیده شده وارد مخزن زیرزمینی می‌شود به طوری که وقتی شما بنزین می‌زنید، در واقع به آن میزان که دستگاه نشان می‌‎دهد بنزین نزده‌اید.
یکی از مهم‌ترین نکات برای بنزین زدن این است که وقتی باک اتومبیل نصفه است بنزین بزنید. دلیل آن این است که، هرچه بنزین بیشتری داخل باک باشد، هوای کمتری فضای خالی آن را اشغال می‎کند. بنزین به مراتب سریع‌تر از آنچه که تصوّر می‎کنید تبخیر می‌شود. مخازن ذخیرهء بنزین دارای سقف داخلی شناور هستند. این سقف به عنوان نقطهء صفر بین بنزین و جوّ عمل می‌کند تا تبخیر را به حدّاقل برساند. برخلاف جایگاه‌های بنزین، اینجا که من کار می‎کنم، هر تانکری که ما بارگیری می‎کنیم دارای دستگاه جبران حرارت است تا هر گالن عملاً به میزان یک گالن باشد.
نکتهء دیگری که باید یادآوری کنم این است که اگر تانکر بنزین در حال تخلیه به مخزن بنزین باشد و شما هم در جایگاه سوخت باشید، در آن موقع بنزین‌ نزنید. به احتمال زیاد بنزینی که تخلیه می‌شود سبب می‌گردد که بنزین داخل مخزن به هم بخورد و آنچه از آشغال و آلودگی که معمولاً ته‌نشین می‌شود، بالا بیاید و قسمتی از آن نصیب اتومبیل شما شود. امیدوارم این نکات برای حفظ ارزش پول شما مفید بوده باشد
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 8:21 توسط علی کافی

دانستنی ها ی کاربردی : سومين انقلاب صنعتي

نخستین انقلاب صنعتی، اواخر قرن 18 میلادی در بریتانیا و با مکانیزه کردن صنعت نساجی آغاز شد. کارهایی که تا پیش از آن به دست کارگران و در صدها کلبه متعلق به بافندگان انجام می‌شد، در یک جا جمع و به کارخانه نخ‌ریسی منتقل شد.
چنین بود که کارخانه نخ ریسی پا به عرصه حیات نهاد. دومین انقلاب صنعتی در اوایل قرن بیستم رخ داد، وقتی که هنری فورد نظارت بر مونتاژ متحرک را بر عهده گرفت و طلایه‌دار تولید انبوه شد.


دو انقلاب صنعتی نخست، مردم را ثروتمند‌تر و متمدن‌تر ساخت. اکنون اما سومین انقلاب صنعتی در شرف وقوع است. تولید در مسیر دیجیتالی شدن گام می‌نهد. همانطور که در گزارش ویژه این هفته نشریه اکونومیست هم آمده است، این انقلاب نه تنها می‌تواند موجب تحول کسب و کارها شود، بلکه تبعات جانبی فراوان دیگری هم در پی دارد.
چندین فناوری قابل توجه و مهم رو به همگرایی و یکی شدن می‌گذارند: نرم افزار‌های هوشمند، مواد جدید، روبات‌های ماهرتر، فرآیندهای جدید (که یکی از مهم‌ترین آنها چاپ سه بعدی است) و کل خدمات شبکه بنیان. تاکنون کارخانه‌ها براساس تولید انبوه محصولات مشابه کار می‌کردند: این گفته فورد مشهور است که خریداران خودرو می‌توانند هر رنگی را که دوست دارند انتخاب کنند به شرط آنکه آن رنگ مشکی باشد.

اما هزینه تولید تعداد کمتری از یک نوع محصول، به نحوی که هر یک از آنان به دقت و متناسب با خواسته مشتریان طراحی شده باشد، رو به کاهش است. کارخانه‌های آینده بر تولید انبوه سفارشات تمرکز خواهند کرد و ممکن است بیش از آنکه شبیه خطوط مونتاژ فورد باشد، به مانند همان کلبه‌های کوچک بافندگان باشد.
پیش به سوی بعد سوم

روش قدیمی ساخت اشیا شامل استفاده از قطعات بسیار و پیچ و مهره کردن یا جوش دادن آن‌ها به یکدیگر بود. اکنون می‌توان یک محصول را در کامپیوتر طراحی نمود و آن را توسط یک چاپگر سه بعدی «چاپ» کرد. این چاپگر با سوار کردن لایه‌های پی‌در پی‌ مواد بر روی هم، یک جسم جامد خلق می‌کند.

می‌توان طراحی دیجیتال را تنها با چند کلیک موس انجام داد. چاپگر سه بعدی می‌تواند بدون مراقب هم به کار خود ادامه دهد. این چاپگر حتی می‌تواند از پس تولید بسیاری از چیزهایی که برای کارخانه‌های سنتی بیش از حد پیچیده‌اند، برآید. شاید در آینده این دستگاه‌های اعجاب‌انگیز بتوانند تقریبا هر چیزی را در هر کجا- از پارکینگ خانه‌تان گرفته تا یک روستا در آفریقا- تولید کنند.

کاربردهای چاپ سه بعدی بسیار جذابند. هم‌اکنون سمعک و قطعات فناوری بالای جت‌های نظامی در شکل‌های سفارشی «چاپ» می‌شوند. جغرافیای زنجیره‌های عرضه تغییر خواهند کرد. مهندسی که در وسط یک صحرا کار می‌کند و می‌فهمد که یک ابزار خاص را در اختیار ندارد، دیگر مجبور نیست که از نزدیک‌ترین شهر آن را تهیه کند. بلکه می‌تواند به آسانی طرح آن را دانلود و سپس چاپ کند.

مشکلات روزهایی که یک پروژه بخاطر فقدان تنها یک قطعه متوقف می‌شود، یا مشتری‌ها شکایت می‌کنند که دیگر نمی‌توانند لوازم جانبی چیزهایی را که خریده‌اند، بیابند، روزی عجیب به نظر خواهد رسید.

سایر تغییرات هم به همین اندازه مهم خواهند بود. مواد جدید سبک‌تر، مقاوم‌تر و با دوام‌تر از مواد قدیمی هستند. در محصولات مختلفی از هواپیماها گرفته تا دوچرخه‌های کوهنوردی، فیبر کربن جایگزین فولاد و آلومینیوم خواهد شد. فناوری‌های جدید به مهندسان امکان خواهند داد که اشیا را در ابعاد کوچک بسازند. فناوری نانو ویژگی‌های خاصی را به محصولات بخشیده است که از جمله آن‌ها می‌توان به باندهای زخم اشاره کرد که مداوای زخم‌های ناشی از بریدگی را تسریع می‌کند، موتورهایی که بازده بیشتری دارند و ظروفی که تمیزکردن آنها آسان‌تر است. ویروس‌هایی که مهندسی ژنتیک شده‌اند برای ساخت وسایلی چون باتری به کار می‌روند.


اکنون که اینترنت این امکان را فراهم آورده است که مهندسان بیشتری برای طراحی کالا‌های جدید با هم همکاری کنند، موانع ورود به طراحی یک کالا از میان برداشته شده است. شرکت فورد به انبوهی از سرمایه نیاز داشت تا کارخانه عظیم ریور روژ خود را راه‌اندازی کند. معادل امروزی آن می‌تواند تنها با یک لپ‌تاپ و اشتیاق برای اختراع راه‌اندازی شود. این انقلاب نه تنها بر چگونگی تولید تاثیرگذار خواهد بود، بلکه بر محل تولید هم تاثیر خواهد گذاشت و روز به روز از اهمیت هزینه‌های تولید کاسته می‌شود. برای نسل اول آی پد که قیمت آن 499 دلار بود، تنها 33 دلار دستمزد تولید، هزینه می‌شد که از آن مبلغ هزینه مونتاژ نهایی آن تنها 8 دلار بود.

گروه مشاوره بوستون اعلام کرده است در حوزه‌هایی چون حمل‌و‌نقل، کامپیوتر، فلزات و ماشین‌آلات ساخته شده، 10 تا 30 درصد کالاهایی که اکنون آمریکا از چین وارد می‌کند، تا سال 2020 در خاک آمریکا ساخته خواهد شد و این ارزش تولیدات داخلی آمریکا را 20 تا 55 میلیارد دلار در سال افزایش خواهد داد.

همزمان با پیشرفت این انقلاب، دولت‌ها باید به اصول مهمی پایبند باشند: مدارس بهتر برای نیروی کار ماهرتر، قوانین شفاف و فراهم آوردن زمینه فعالیت برای همه نوع بنگاه اقتصادی. مابقی را هم باید به دست فعالان این انقلاب بسپارند.


منبع : اكونوميست
سومین انقلاب صنعتی تازه‌ترین سرمقاله اکونومیست منتشر شد
مترجم شادی آذر
نقل از دنیای اقتصاد
+ نوشته شده در دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391ساعت 8:18 توسط علی کافی

قرآن (خواندنی) از دکتر شریعتی

 
قرآن کتابی است که نام بیش از 70 سوره اش از مسائل انسانی گرفته شده است
و بیش از 30 سوره اش از پدیده های مادی و تنها 2 سوره اش از عبادات! آن
هم حج و نماز !
کتابی است که شماره آیات جهادش با آیات عبادتش قابل قیاس نیست...
این کتاب از آن روزی که به حیله دشمن و به جهل دوست لایش را بستند، لایه
اش مصرف پیدا کرد و وقتی متنش متروک شد، جلدش رواج یافت و از آن هنگام که
این کتاب را ــ که خواندنی نام دارد ــ دیگر نخواندند و برای تقدیس و
تبرک و اسباب کشی بکار رفت، از وقتی که دیگر درمان دردهای فکری و روحی و
اجتماعی را از او نخواستند، وسیله شفای امراض جسمی چون درد کمر و باد
شانه و ... شد و چون در بیداری رهایش کردند، بالای سر در خواب گذاشتند
وبالاخره، اینکه می بینی؛ اکنون در خدمت اموات قرارش داده اند و نثار روح
ارواح گذشتگانش و ندایش از قبرستان های ما به گوش می رسد،
======================
قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام که هر وقت در کوچه
مان آوازت بلند می شود همه از هم می پرسند " چه کس مرده است؟ "

چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل کرده است .

قرآن ! من شرمنده توام اگر ترا از یک نسخه عملی به یک افسانه موزه نشین
مبدل کرده ام .

یکی ذوق می کند که ترا بر روی برنج نوشته،‌ یکی ذوق میکند که ترا فرش
کرده ،‌یکی ذوق می کند که ترابا طلا نوشته ، ‌یکی به خود می بالد که ترا
در کوچک ترین قطع ممکن منتشر کرده و … آیا واقعا خدا ترا فرستاده تا
موزه سازی کنیم ؟

قرآن! من شرمنده توام اگر حتی آنان که تو را می خوانند و ترا می شنوند ،‌
آن چنان به پایت می نشینند که خلایق به پای موسیقی های روزمره می نشینند
.. اگر چند آیه از تو را به یک نفس بخوانند مستمعین فریاد می زنند ”
احسنت …! ” گویی مسابقه نفس است …

قرآن !‌ من شرمنده توام اگر به یک فستیوال مبدل شده ای حفظ کردن تو با شماره صفحه ،

‌خواندن تو آز آخر به اول ،‌یک معرفت است یا یک رکورد گیری؟ ای کاش آنان
که ترا حفظ کرده اند ، ‌حفظ کنی ، تا این چنین ترا اسباب مسابقات هوش
نکنند .

خوشا به حال هر کسی که دلش رحلی است برای تو .

آنان که وقتی ترا می خوانند چنان حظ می کنند ،‌ گویی که قرآن همین الان
به ایشان نازل شده است. آنچه ما با قرآن کرده ایم تنها بخشی از اسلام است
که به صلیب جهالت کشیدیم.
 
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391ساعت 8:0 توسط علی کافی

عیب مسلمانی ما

(خواجه نصیرالدین، مرا درسی آموخت که همه‌ی درس بزرگان در همه‌ی زندگانیم برابر آن حقیر می‌نماید و آن این است:
در بغداد هر روز بسیار خبرها می‌رسید از دزدی، قتل و تجاوز به زنان در بلاد مسلمانان که همه از جانب مسلمانان بود. روزی خواجه نصیرالدین مرا گفت می‌دانی از بهر چیست که جماعت مسلمان از هر جماعت دیگر بیش‌تر گنه می‌کنند با آن‌که دین خود را بسیار اخلاقی و بزرگمنش می‌دانند؟
من بدو گفتم: بزرگوارا همانا من شاگرد توام و بسیار شادمان خواهم شد اگر ندانسته‌ای را بدانم.
خواجه نصیرالدین فرمود: من بسیار سفرها کرده‌ام و از شرق تا غرب عالم، دین‌ها و آیین‌ها دیده ام. از «غوتمه» (بودا) در خاورزمین تا «مانی ایرانی» در باخترزمین که همانا پیروانشان چه نیکو می‌زیند و هرگز بر دشمنی و عداوت نیستند.
آن‌ها هرگز چون مسلمانان در اخلاقشان فرع و اصل نیست و تنها بنیان اخلاق را خودشناسی می‌دانند و معتقدند آن‌که خود بشناسد وجدان خود را بیدار کرده و نیازی به جزئیات اخلاقی همچون مسلمانان ندارد.
اما عیب اخلاق مسلمانی چیست ای شیخ؟
در اخلاق مسلمانی هر گاه به تو فرمانی می‌دهند، آن فرمان «اما» و «اگر» دارد..
در اسلام تو را می‌گویند:
دروغ نگو..... اما دروغ به دشمنان اسلام را باکی نیست.
غیبت مکن... اما غیبت انسان بدکار را باکی نیست.
قتل مکن... اما قتل نامسلمان را باکی نیست.
تجاوز مکن... اما تجاوز به نامسلمان را باکی نیست..
و این «اماها» مسلمانان را گمراه کرده و هر مسلمانی به گمان خود دیگری را نابکار و نامسلمان می‌داند و اجازه هر پستی را به خود می‌دهد و خدا را نیز از خود راضی و شادمان می‌بیند.
و راز نابخردی مسلمانان در همین است، ای شیخ )
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391ساعت 9:12 توسط علی کافی

کدام تبلیغات موثرتر است؟

 

اگر انتظار دارید در پایان این مطلب ما یک رسانه یا ابزار را بعنوان بهترین رسانه معرفی کنیم زحمت مطالعه ادامه مطلب را به خود ندهید اما اگر می خواهید بدانید چگونه پول خود را خرج کنید که نتیجه بهتری بگیرید 5 دقیقه با ما همراه باشید.

برای اینکه بهترین رسانه را برای تبلیغ اجناس و کالاهای خود انتخاب کنید لازم است ابتدا به چند سئوال ما جواب دهید!

اول اینکه : مخاطبان شما چه کسانی هستند؟

دوم اینکه : بودجه تبلیغاتی شما چقدر است؟

سوم اینکه : پیامی که شما می خواهید به مخاطبان بدهید چیست؟

چهارم اینکه : چقدر زمان یا چه زمانی برای رساندن این پیام مناسب است؟

سئوالات هنوز تمام نشده است؛ یک سئوال کلیدی دیگر و جواب آن ما را به نتیجه مطلوب خواهد رساند و آن سئوال این است که هدف شما از تبلیغ چیست؟

معرفی خود یا به اصطلاح برندسازی؟

کسب سهم بیشتری از بازار موجود؟

تثبیت نام تجاری موجود شما در بازار؟

وارد کردن شوک به بازار با ارایه مزیتهای جدید؟

بطور کلی هیچ رسانه برتری در عرصه تبلیغات وجود ندارد و برتری یک رسانه برای رساندن پیام شما منوط به این است که بدانیم هر رسانه برای کجا و در چه شرایطی باید مورد استفاده قرار گیرد؛ در یک تعریف کلی رسانه وسیله رساندن پیام به مخاطب است و شامل بسیاری از وسایل از جمله رادیو و تلویزیون؛ روزنامه ها و نشریات؛ تبلیغات محیطی؛ بروشور؛ کاتالوگ؛ پوستر وانواع هدایای تبلیغاتی و... می شود.

وقتی ما کسب و کار محدود یا مشتریان محدود داریم یا وقتی ما پول کمی برای تبلیغ داریم، رسانه های گرانقیمت با گستره وسیع مخاطبین به کار نمی آیند.

وقتی از اثر گذاری یک رسانه مطمئن نیستیم یا نمی دانیم اثرگذاری آن چقدر است نباید ریسک هزینه ها ی سنگین چند میلیونی را ببینیم،ما باید متناسب با پول جیب مان تعدادی از رسانه ها را انتخاب و پیام خود را بوسیله آن به مشتریانمان برسانیم و حتما بازخورد آنرا اندازه بگیریم و البته عجولانه نخواهیم با هزینه اندک نتیجه شگفت انگیز بدست آوریم!

همه رسانه ها می توانند نتایج مطلوب را رقم بزنند به شرط اینکه به دقت انتخاب شده و با برنامه ریزی دقیق پیام قوی آماده شده را به مقصد اصلی که مشتریان هستند برسانند و باعث جذب مشتریان شوند.

اگر شما قبلا در تبلیغات خود یک یا چند راه زیر را رفته اید باید گفت کسب و کار شما در شرایط خوبی قرار ندارد و اصطلاحا حال کار شما خوب نیست

اول : انتخاب رسانه بر اساس چشم و همچشمی

دوم : انتخاب رسانه بدلیل داشتن جیب پر پول

سوم : انتخاب رسانه بر اساس ارزان خریدن

چهارم : انتخاب رسانه بدلیل ادعاهای شرکتهای تبلیغاتی

پنجم : انتخاب رسانه بدلیل روابط دوستی؛ آشنایی و فامیلی

حال پیشنهادات ما برای انتخاب بهترین

1-      ظرفیت واقعی هر رسانه را تشخیص دهید ؛ یعنی با توجه به هدف رسانه مناسب را انتخاب کنید یعنی اگر شما دو هزار مخاطب در یک محدوده جغرافیایی دارید پول بیهوده خرج نکنید گاهی می شود با یک تراکت خیلی بیشتر از تبلیغات رادیو تلویزیونی نتیجه گرفت.

2-      در صورتیکه پول کافی دارید و در اهداف تبلیغاتیتان رسانه های با کلاس یا با گستره وسیع مثل تلویزیون

 مد نظر قرار گرفته هرگز رسانه های کوچکتر مثل نشریات را فراموش نکنید البته نباید این تنوع زیاد باشد اما کاری که یک تبلیغات رادیو تلویزیونی انجام می دهند با کارکرد یک تبلیغات چاپی متفاوت است و هر کدام از رسانه ها می تواند نقش تقویت کنندگی برای رسانه دیگررا داشته باشند.

3-      پیامی که می خواهید انتخاب کنید اهمیت زیادی برای کسب موفقیت در تبلیغات دارد؛ پس پیام شما باید حداقل یکی از تکنیهای تبلیغی مثل: هم رایی؛ تدایی ذهن؛ همذات پنداری؛ همدلی؛ برانگیختن احساسات و... را مورد استفاده قرار دهد.

4-      مشاور گرفتن از کسانیکه علم و تجربه لازم را دارند یک اصل اولیه است پس قبل از هر اقدامی یک مشاور تبلیغاتی خوب انتخاب کنید تا با پرداخت هزینه اندک مشاوره از پرداخت هزینه های سنگین اشتباه در اجرای تبلیغات جلوگیری کنید.

 

+ نوشته شده در شنبه چهاردهم آبان 1390ساعت 9:54 توسط علی کافی

ATLو BTLدر روابط عمومی

 

اگرچه منبع و محتوای پیام درنزد مخاطب از اهمیت زیادی برخوردار است اما رسانه بعنوان وسیله و ابزار اصلی انتقال پیام برای کارشناسان عرصه اطلاع رسانی و تبلیغ از جایگاه  منحصر به فردی برخوردار است و عدم استفاده از ابزار مناسب نتیجه ای جز شکست برای فرستنده پیام در پی نخواهد داشت.

شناخت رسانه برای روابط عمومی به مثابه شناخت راههای رسیدن به مخاطب است و اگر این شناخت درست و کامل نباشد ممکن است هزینه های سنگین نیز چاره کار نباشد.

در یک تعریف کلی هر وسیله ای که پیام ما را به مخاطب برساند رسانه تلقی میشود خواه این رسانه تلویزیون باشد یا خودکاری که در نمایشگاه یا همایش داده میشود و از این حیث شاید بتوان ادعا کرد تنوع رسانه ها می تواند بیشمار نیز باشد اما بر اساس  نظراندیشمندان حوزه ارتباطات حداقل 52 رسانه شناسایی شده اند که روابط عمومی برای انتقال مناسب پیام علاوه بر شناخت آنها بایدکمپین مناسب اطلاع رسانی را نیز طراحی نماید.

در یک تفکیک کلی رسانه ها را می توان به جمعی،گروهی و فردی تقسیم کرد که هر کدام داری مشخصه ها ،ویژگیها ،کاربردها و هزینه های مخصوص به خود می باشند.

رسانه های ATL

ATL مخف ABOVٍ THE LINE  به رسانه هایی اطلاق میشود که داری گستردگی زیاد با مخاطبان فراوان است بعنوان مثال رادیو و تلویزیون  و روزنامه های پرتیراژ از این دسته از رسانه ها هستند.این رسانه ها عموما در دست روابط عمومی یا صاحبان کالا و خدمات نیستند وروابط عمومی صرفا میتواند از خدمات آن استفاده کند،علاوه بر این هزینه های این رسانه ها نیز بسیار سنگین است.

رسانه های BTL

BTLمخفف BELOW THE LINE به رسانه هایی گفته میشود که داری محدوده مخاطبین کمتر با تنوع ابزار ورسانه های بیشتربوده وبه نوعی مالکیت رسانه در دست فرستنده پیام قرار دارد تا بر اساس شناخت از مخاطب برنامه اطلاع رسانی و تبلیغاتی خود را ساماندهی نماید،این نوع رسانه ها داری هزینه های بسیار پایین تری از رسانه های ای تی ال بوده وبرای سازمانها و شرکتهایی با بودجه محدود کارایی بیشتری دارد.

انتخاب درست

انتخاب رسانه های فراگیر یا رسانه های محدود بستگی به عوامل مختلف از جمله بودجه تبلیغاتی و اطلاع رسانی ،گستره مخاطبین،زمان واستراتژی سازمان دارد وبر اساس مطالعه و تحقیق می توان یک یا چند رسانه را برای رسیدن به هدف در نظر داشت اما آنچه مسلم است امروزه حرکت به سمت شخصی سازی اطلاع رسانی بر مبنای شناخت بیشتر از مخاطب مورد توجه بیشتر سازمانهای پیشرو قرار گرفته است بر این اساس هر رسانه کارکرد خود را دارد و برنامه ایی میتواند موفق باشد که از چند رسانه مناسب بهره گیری کرده باشد.

+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم مهر 1390ساعت 9:27 توسط علی کافی

سخنی با همه!

سخنی با همه!

روز خبرنگار فرصتی بود تا دوباره حرفهای خوب و دلنوازی در خصوص  اهمیت رسانه ،خبروصد البته دست اندر کاران اطلاع رسانی زده شود و روشن است آنچیزی که می تواند این حرفها را اثر بخش و برخوردار از ارزش نماید سیر حرکت ذینفعان این عرصه است،در این مجال روی سخن ما با مخاطبان عام این عرصه یعنی مردم به عنوان ذینفع اصلی نیست چرا که علارغم اینکه دانستن حق مردم است اما افکار عمومی منسجم به معنی کامل هنوز در عرصه اجتماعی بسیار ضعیف و کم توان است و سایر ذینفعان که در ادامه  به آنان اشاره می کنیم نقش اساسی را در جهت توسعه و رشد جامعه بر عهده دارند.

اولین دسته از این ذینفعان مدیران ارشد  استان هستند که می توانند با سیاستگذاری درست و حمایت و پشتیبانی از عرصه خبر و خبررسانی شرایط را برای رشد رسانه ها را تسهیل نموده یا با نگرش نا مناسب این عرصه را مغشوش و کم اثر و فعالان آنرا تضعیف نمایند.

شرایط امروز استان در زمینه رسانه های مکتوب محلی وضعیت اسفباری است که  نشاندهنده وضعیت متزلزل این رسانه هاست شرایطی که بدلیل رویکرد صرفا خبر رسانی برای نشریات استان پیش آمده و منجر به افت کیفیت آنان شده است!این شرایط به گونه ای است که اگر نشریه ای بخواهد از سطح کیفی مناسبی برخودارباشد در مقابل هزینه های سنگین آن بویژه هزینه های مالی آن کمر خم خواهد کرد و اگر بخواهد هزینه های خود را پوشش دهد باید به سمت زرد شدن و روزی امه شدن گام بردارد.

حمایت از نشریات محلی در منظر مسولین نباید در نگاه یک سویه خلاصه شود،اگر نیاز به نشریات قوی در استان هست که هست ، همه باید با حمایت جدی  آنان راتقویت کنند،ادارات و نهادهای دولتی در این عرصه باید به انحای مختلف از جمله دادن آکهی و رپرتاژ امکان ادامه حیات  این رسانه های پر هزینه را فراهم کنند تا علاوه بر حفظ خبرنگاران  با کیفیت نشریات با کیفیت در استان نیز رشد نمایند.

دسته دوم از ذینفعان  خبرنگاران،صاحبان رسانه ها ونمایندگی رسانه های سراسری  هستند ، متاسفانه در استان قم  فعالان رسانه ای از یک پارچگی لازم بر خوردار نیستندوعملکرد قابل توجهی در غنای رسانه ها بویژه رسانه های مکتوب به چشم نمی خورد،جایگاه رسانه  وکار رسانه ای به گونه است که می تواند شرایط را به سمت دلخوه دگرگون نماید و این امر به همبستگی بیشتر رسانه ای ها و تحرک بیشتر آنان برمی گردد،سطح کیفی خبر نگاری در قم از شرایط مطلوب فاصله زیادی دارد ومحتوای تولید شده  در بیشتر اوقات از قوام لازم بر خوردار نیست،پرداختن به موضوعات مهم و شفاف تر شدن تعاملات رسانه با دستگاههای اجرایی از دیگر موضوعات مهم این عرصه است که باید مد نظر قرار گیرد،اگر توقع ما از مسولین نگاه جامع و حمایتگر است ، از رسانه ها هم انتظار عملکرد قوی و کم نقص امری بدیهی است و در یک کلام حرمت امام زاده را متولی باید نگه دارد.

دسته سوم که واسط بین رسانه و مسولین اند روابط عمومی های دستگاههای اجرایی هستند که اگر چه شاید به تنهایی ذینفع کاملی در این عرصه محسوب نمی شوند اما به دلیل ماهیت شغلی اشان از اهمیت بسیار زیادی در چرخه اطلاع رسانی برخوردارند ،ضعف فاحش در روابط عمومی های استان در نگاه گذرا به سازمانها،نهادها وشرکتها  بخوبی قابل مشاهده است .

به جرات می توان ادعا کرد که عدد روابط عمومی های توانمند استان به سختی از انگشتان دو دست تجاوز میکند در حالیکه دستگاههای فعال و مهم در استان به بیش از یکصد دستگاه بالغ می  شوند و این یعنی فاصله زیاد بین رسانه و مسولین ودر این زمینه حرف بسیار است!در حالی که به تعبیر استاندار محترم قم به کارگاه بزرگ سازندگی تبدیل شده  چرا باید فضای اطلاع رسانی در حالت خمودگی باشد و سناریو های موثرو مناسب برای اطلاع رسانی به هنگام و هدفمند وجود نداشته باشد؟

کوتاه سخن اینکه  عرصه اطلاع رسانی استان نیازمند تغییرات زیاذی در ابعادمختلف است که امیدواریم همه دلسوزان در این زمینه گام های بلندی دا بردارند.

انشا الله

 

این مطلب درشماره۳۰۶ نشریه آوای قم به مناسبت روز خبرنگار منتشر شده است
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم مرداد 1390ساعت 14:46 توسط علی کافی

حذف رشته روابط عمومی از دانشگاه!

واقعیت اینست که اتفاقات عجیب و غریب در این کشور زیاد دور از انتظار نیست وگاهی اخباری منتشر می شود که انسان را مبهوت خود می کند،چرایی حذف رشته روابط عمومی به شرایط عمومی جامعه بر می گردد برای روشن شدن بهتر مساله لازم است ابتدا با هم یک تعریف از روابط عمومی را مرور کنیم «روابط عمومي عبارت است از دادن اطلاعات به مخاطبين (مردم) و تلاش هاي ترغيبي به منظور تغيير گرايش ها و رفتار آنان و کوشش براي هم بسته ساختن نگرش ها و اقدامات يک سازمان با مخاطبان و متقابلاً نگرش ها و اقدامات مخاطبان با سازمان»

به نظر می رسد کسانی که چنین تصمیمی را اتخاذ کردهاند در دو حالت وبا 2نگرش می توانسته اند اینگونه عمل کنند،نخست اینکه هیچ آشنایی به موضوع روابط عمومی نداشته اند و دوم اینکه با اصل وجودی نهادی که ارتباط مطلوب بین ساختارهای دولت اعم از حاکمیتی و وظیفه ای با مخاطبان را سامان می دهد مخالفند که در هر دو صورت باید به با آنان برخورد مقتضی و مناسب صورت گیرد.

روابط عمومی همیشه ایام بدلیل اینکه منادی صراحت،صداقت و شفافیت است با مذاق برخی صاحب منصبان سازگاری ندارد و از رشد آن جلوگیری می شود،در دوره های مختلف ما شاهد حرکت سینوسی آن بوده وهیچگاه سیر صعودی وممتدی را در این زمینه مشاهده نکرده ایم،سوال مهم اینست که بعد از گذشت بیش از 2 دهه از توسعه مجدد فعالیتهای روایط عمومی در کشوروشکل گیری روابط عمومی در تمتم سازمانها(هرجند نصفه و نیمه) آیا شرایط ما در این زمینه مطلوب است؟پاسخ به این سوال نزد پیشکسوتان روابط عمومی وفعالان این عرصه پاسخی جز خیر نخواهد داشت واین پاسخ تلخ بیش از هر کس باید مسولین را به تکاپو وادارد،نظامی که از مردم برآمده باید خطر ارتباط ضعیف با مخاطبان را جدی بگیرد وتقویت نهادهای واسط راجدی تر وپرورش نیروهای قوی و با دانش رااولویت، این تصمیم نادرست می تواند حرکت مثبت اما بسیار کند روابط عمومی را با مشکل مواجه و علاقه مندان را دلسرد نماید.

این تصمیم وقتی غیر منطقی تر به نظر می رسد که صحبتهای معاون مطبوعات و تبلیغات وزیر ارشاد را که حدود یکماه پیش در دیدار با هیئت مدیره انجمن روابط عمومی ایراد کردهاند باآن تطبیق دهیم،ایشاان گفته بودند آینده از آن روابط عمومی هاست و آیا اینگونه آینده از آن روابط عمومی خواهد بود؟

مسولین روابط عمومی در هر سطح وهر وزارت خانه مسولند به سرعت به این موضوع واکنش نشان دهند وطبیعی است روابط عمومی وزارت علوم باید اولین واکنش را به این موضوع نشان دهد تا عواقب این تصمیم نادرست دامنگیر نهاد دولت نشود.

+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم مرداد 1390ساعت 9:19 توسط علی کافی

میز گرد جایی است که هر جای آن که بنشینی روبروی مخاطب هستی و این اصل اول روابط عمومی است.

کلیه ی مطالب این وبلاگ محفوظ می باشد. کپی برداری با ذکر نام منبع بلامانع می باشد.
طراحی شده توسط
یاس تم